آرین آرین ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 7 روز سن داره

آرین

نوروز95

برای خرید آجیل شب عید رفته بودیم فروشگاه از فروشنده قیمت آجیل سوال کردیم یک دفعه آرین گفت منصفانه نیست همه  برگشتند به آرین نگاه کردند خیلی برای ما هم جالب بود ...
28 اسفند 1394

شیرین زبون

شيرين زبون مامان به چوب ميگه سوب چه را نمي تونه تلفظ كنه به من گفت ماماني به چوب درخت به زبو خودش سوب مي گن پس به غذا (سوپ) چي ميگن : كلي به پسرم خنديدم نمي تونه چوب را تلفظ كنه اشتباه ميگه سوب وبين سوپ وسوب نمي تونه تشخيص بده علاقه زيادي به زبان داره وسعي ميكنه درست جواب بده وتيچر تشويقش كنه تيچر كافيه من را ديد وبهم گفت آرين خيلي توزبان عالي وعاشق تشويق شدنه  مطب جالب در مورد شبهاي امتحان مامان ياسي : مامان ياسي به آقا آرين گفت پسرم سريال كيميا را بگير ببينم آرين با جديت كامل گفت كيميا بي كيميا برو درستو بخون بيست بشي تا اين ترم كه ترم آخرته قبول بشي ديگه هميشه با من بازي كني خيلي براي مامان ياسي جالب بود   شي...
12 آذر 1394

کلاس رباتیک

آقا آرين علاقه خاصي به كلاس رباتيك داره و دوشنبه ها ميگه مامان ياسي دير بيا دنبالم تا آخر كلاس بمونم اين هم نمونه كار پسر گل ماست ...
28 آبان 1394

روز كودك

به مناسبت روز كودك مدرسه سلام جشن ماسك برگزار كرد كه آقا آرين ماسك مرد آهني را درست كرد ...
4 آبان 1394

ترس

رونوشت 1: مورخه 23/6/94 آقا آرين به دليل اينكه كلاس تابستاني تمام شده تنها توخونه بود كه با ديدن سوسك  جيغ ميكشه وميگه كمك  وميره تواتاق خواب به مامان زنگ ميزنه از شانس بد آرين جون مامان ياسي جواب تلفن را نميده چون اينقدر سر مامان شلوغ بود كه نشنيده بود بعد تصميم ميگيره كه تمام اسباب بازي هاشو رو سوسك بندازه تا نتونه فرار كنه خلاصه در اتاق كه بسته بود يكدفعه باد در اتاق را باز ميكنه فكر ميكنه كه سوسكه آمده در اتاق را باز كرده كل اسباب بازي هاشو را روسر سوسكه پرت ميكنه مامان كه اداره بود ميبينه دختر همسايه آمده اداره ميگه پسرتون سوسك ديده جيغ ميزنه  مامان كه ميره خونه ميبينه آرين با يه دمپايي بالا سر سوسكه واستاده مي...
24 شهريور 1394

پیش دبستانی

آقا آرین در آزمون و مصاحبه مدرسه سلام قبول شده وقرار که ازمرداد ماه کلاس های پیش دبستانیش شروع بشه وازاینکه داره از مهد وارد پیش دبستانی میشه خیلی خوشحاله از اول مرداد كلاس تابستانه مدرسه  سلام شروع شد ه واسم كلاس آقا آرين آفتاب و اسم مربي خانم تشكري است. اولين كاردستي آقا آرين كلاه بود وزماني   صبح رفت مهد همه مي گفتن آرين كلاهت چقدر قشنگه.وقتي كه رفتم دنبالش گفت مامان با اين كلاهي كه درست كرده بودي منو نا اميد كردي .گفتم چرا مامان :گفت آخه هيچ كدوم از دوستام كلاه منو نخواستن به خاطر همين فكر مي كرد كه كلاش قشنگ نيست...... شروع سال تحصيلي             ...
5 خرداد 1394

تولد 5 سالگي

امروز تولد آقا آرينه صبح وقتي كه از خواب بيدار شد گفت مامان تولدمه امروز سلام و صد تا سلام به روی زیبا تر از ماه پسر قند عسلم خوبی عزیز دلم بازم مامانی تنبل دیر اومد تا برات خاطرات قشنگت رو ثبت کنه به بزرگواری خودت این مامان تنبل رو ببخش عزیز دلم .                                         پسر گلم تولدت مبارك ...
8 فروردين 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرین می باشد