آرین آرین ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 7 روز سن داره

آرین

آغاز سال 1391

   امروز آقا آرین منزل مادر جون در کنار سفره هفت سین در کنار مادرجون وپدرجون ودایی هاوبابا ومامان بود وکلی به وسایل سفره هفت سین دست زدوهمش کارش فوت کردن شم سفره هفت سین بود واولین عیدی خودش که پنجاه هزار تومان بود از پدر جون گرفت ورفتیم سر قبر پدر بزرگ مامان و دایی بابا ونهار رفتیم خونه مادر بزرگ بابا (چون تعریف فسنجان مادربزرگ راخیلی می کردند وقرار بود که اولین روز عید بریم آنجا)وپدر قریب ومامان جون همه آنجا بودنند خیلی به آرین خوش گذشت باآتنا ومحمد امین کلی بازی کرد ورفتیم خونه پدر قریب وشام آنجا بودیم وشب رفتیم خونه مادر بزرگ مامان یاسی عید دیدنی...... روز دوم عید رفتیم خونه مادر بزرگ مادری مامان یاسی آنجاخاله سحر بود آ...
11 تير 1391

پایان سال 90

امروز ١٤روز مانده به پایان  سال نود سال خوبی بود ازجمله اتفاق های خوب سال نود این بود که آقا آرین دارای یه پسر عموی ناز به اسم آقا هیراد شدواتفاق دیگر نقل مکان مادر جون از رودسر به رشت بودو دیگری چیدن برنامه خواستگاری دایی یاسر وازدواج عمو امیر با سپیده جون و..... چیزی به تولد پسر گلم نمانده قرار است که تاریخ ٢٥ بریم شمال خونه مادرجون وکل عید آنجا هستیم وآنجا برای آرین تولد میگیریم  امروز پنج ١٩/١٢/٩٠ قرار است مادر جون بیاد تهران خونه ما مامان یاسی امروز ماموریت است آرین مهد وقرار بود که مادرجون بیادفرودگاه دنبالم وبریم دنبال پسرم ووقتی آقا آرین دایی ومادر جون وپدرجون رادید کلی خوشحال شد ورفتیم خونه و...
4 ارديبهشت 1391

خرید ماهی سفره هفت سین

دیدن ماهی برای آقا آرین جالب بودوخیلی خوشش آمده بود  از مهد تامنزل ماهی را خودش آورد ودر راه براش توضیح دادم که بریم خانه وماهی را توی تنگ بندازیم وعید روی سفره هفت سین قرار بدهیم خلاصه از دیدن ماهی کلی لذت برد وبراش قصه می خواند پشت تنگ را می زد تا ماهی حرکت کندودستش را توی تنگ می انداخت و می خواست ماهی رابگیرد.   ...
4 ارديبهشت 1391

متولدين فروردين ماه

  مردي است رك و راست ، پر جنب وجوش،جوانتر از سنش،هوشيار وزرنگ،شايسته،،تند وآتشين ،مزاج و پرحرارت ،عاشق وپيشه ،حادثه جو ،حسود،پر توقع ورياست طلب كه دوست دارد رهبر وفرمانده باشد،او بهترين مرد دنياست    ...
23 فروردين 1391

تولد یکسالگی

به دلیل اینکه پسرعموی مامان یاسی تاریخ ١٤/١٢/٨٩ فوت کرده بود وبعد ازآن  پدربزرگ مامان به دلیل غم از دست دادن نوه پسری خود در تاریخ ٤/١/٩٠فوت  کرد به همین دلیل نتوانستیم برای پسرگلم تولد بگیریم ولی روز سیزده عید به اتفاق خانواده بابارفتیم سید آباد وآنجادر فضای سبز یه تولد مختصری گرفتیم عمه های بابا وخانواده آقای سلطانی هم  همراه ما بودند         ...
22 اسفند 1390

روز به یادماندنی8فروردین

سلام اسم من آرین است در تاریخ ٨/١/١٣٨٩ساعت ٩:٤٥در بیمارستان آریا رشت متولد شدم باوزن 400/3وقد٤٩واندازه دورسر٥/٣٤ودكتر زمان تولدم فرزانه كاري بود اینم وبلاگ منه فعلامامان می نویسم اما وقتی خودم بزرگ شدم ادامه میدم  باتشکر نظریادتون نره       ...
22 اسفند 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرین می باشد